بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی

بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی کدام است؟ ترکیب یا تجزیه؟

از گذشته پیرامون این موضوع که بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی چیست بحث‌های مفصلی انجام شده است. در همین رابطه، یکی از موضوعات تخصصی و البته با محتوای گسترده در رشته آموزش زبان انگلیسی به موضوع ادغام و یا تجزیه مهارت‌های اصلی اختصاص یافته است.

منظور از مهارت‌های اصلی همان خواندن، نوشتن، شنیدن و صحبت کردن می‌باشند. سؤالی که در این رابطه مطرح است و ما در این مقاله قصد داریم بدان بپردازیم به این موضوع اختصاص دارد که آیا بهتر است این مهارت‌های چهارگانه را جدا جدا بیاموزیم و یا از همان ابتدا روشی ترکیبی را برای آموختن انتخاب کنیم؟

برای پاسخ به این پرسش لازم است از زوایای مختلف به این موضوع نگاه کنیم.

بخوانید: چگونه با تقویت مهارت نوشتن، سایر مهارت‌های زبان انگلیسی خود را تقویت کنیم؟

یادگیری مهارت‌های چهارگانه زبان بصورت جداگانه و مجزا

میان حجم وسیع مقالات و تحقیقات انجام شده در رشته آموزش زبان انگلیسی یا TEFL نمونه‌های متنوعی خواهید یافت از مقاله‌هایی که رشد یک مهارت بصورت جداگانه را مورد بررسی قرار داده‌اند.

در چنین تحقیقی، در مدت یک دوره آموزشی، به زبان‌آموزان یک مهارت، مثلا مهارت خواندن تدریس می‌شود. با مقایسه عملکرد زبان‌آموزان در آزمونِ پیش و پس از دوره مشخص شده است که می‌توان مهارت‌های زبانی را بطور جداگانه آموخت و رشد داد.

اما باید در نظر داشته باشیم که در این بحث، سؤالِ ما از امکان رشد این مهارت‌ها نیست. سؤال اصلی ما این است که بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی کدام است؟ به بیان دیگر، آیا این شیوه یادگیریِ تک به تکیِ مهارت‌ها مِتُدی ایده‌آل است؟

اینکه ما هر یک از مهارت‌ها را بطور جداگانه بیاموزیم از طرفی فواید و از سوی دیگر مضراتی دارد.

تمرکز روی یک دوره تخصصی این امکان را به مدرس و زبان‌آموز می‌دهد تا بتوانند با جزئیات بیشتر و تخصصی‌تر به تقویت یک مهارت بپردازند. علاوه بر این، مخصوصا برای زبان‌آموزانی که در حال سپری کردن دوره‌های مقدماتی تا پیشرفته هستند، انجام چنین کاری از آسیبِ سردرگمی و بمباران شدنِ زبان‌آموز توسط انواع تکنیک‌ها و تمرین‌ها می‌کاهد.

زبان‌آموز در این روش می‌داند که چه می‌خواهد و برای رسیدن به آن از چه تکنیک‌هایی باید استفاده کند.

اما درباره این روش مباحث دیگری نیز مورد توجه است. مواردی که ممکن است نشان‌دهنده ضعف این شیوه آموزشی باشند.

یادگیری جداگانه مهارت‌ها و نقد‌های این شیوه

در اولین نگاه به شیوه یادگیری جداگانه مهارت‌ها، چند نقد واضح به ذهن می‌رسد.

مهمترین مورد این انتقادات این است که ما در این روش زبان را به قطعاتی (یعنی همان مهارت‌های چهارگانه) بُرش می‌زنیم که در دنیای واقعی وجود ندارند. درست است که ما به هدف تمرین کلاسی و دسته‌بندی، چهار مهارت را مشخص کرده‌ایم، اما اینکه یک دوره کامل را به آموزش یک مهارت تخصیص دهیم، تقسیمی غیرواقعی برای زبان‌آموزی و نتیجه آن دور کردن زبان‌آموز از کسب مهارتِ عملی است.

به بیان شفاف‌تر، زبان‌آموز فقط در یک بُعد رشد خواهد کرد و اگر شما در ذهن خود به مفهومِ زبان‌آموز مراجعه کنید، امکان ندارد که بتوانید در دنیای واقعی این مهارت‌های این زبان‌آموز را جدا از هم تصور کنید. مثلا چطور ممکن است، فردی که مهارت listening خود را تقویت کرده ولی اصلا در speaking رشدی نداشته، بتواند یک مکالمه حداقلی را در دنیای واقعی برقرار کند.

فاکتور سراسری مهارت زبانی

اما از این انتقاد واضح که بگذریم، انتقاد دیگری می‌تواند به این شیوه آموزشی وارد شود. موضوعی که در صورت صحتِ علمی از انتقاد پیشین جدی‌تر است. و آن امکان امکانِ وجود مفهومی به اسم فاکتور سراسری مهارت زبانی یا global factor of language proficiencyاست.

مفهوم فاکتور سراسری مهارت زبانی که مطرح شدن آن در متون آموزشی را به استاد خبره این رشته یعنی آقای John Oller نسبت می‌دهند، به پاسخ این سؤال اشاره می‌کند که «آیا ما در اثر ترکیب این مهارت‌های چهارگانه، پدیده‌ای افزون بر این چهارتا خواهیم داشت یا نه؟» به عبارت دیگر آیا ما می‌توانیم مهارتی را تصور کنیم که زاییده در کنار هم یادگرفتن مهارت‌های چهارگانه باشد؟

برای بیشتر روشن شدن این موضوع به تصویر بالای این مطلب نگاه کنید. این تصویر یکی از نقاشی‌های هنرمند معروف M.C. Escher است. تصویر یک دسته از پرندگان سیاه یا سفید (بسته به جهت دید شما) زاییده شیوه خاص در کنار هم قرار گرفتن پرندگان دیگر است.

در فاکتور سراسری مهارت زبانی هم ما مفهوم مشابهی را داریم. سؤالی که این مبحث می‌پرسد این است که «آیا در زبان‌آموزی هم می‌توان یک مهارت کلی را یافت که زاییده این چهار مهارت اصلی باشد و در اثر ترکیب این‌ها رشد کرده باشد؟ و ما بتوانیم فقط با اندازه‌گیری آن، مهارتِ کلیِ فرد زبان‌آموز را بسنجیم؟»

اگر پاسخ این سؤال مثبت باشد، پاسخ به سؤالِ بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد.

نتیجه بررسی‌ها درباره فاکتور سراسری مهارت زبانی

بطور خلاصه در نتیجه بررسی‌های انجام شده در میان محققین، پاسخ فعلی به این سؤال این است که ظاهرا چنین فاکتوری وجود ندارد؛ و یا اگر وجود دارد فعلا برای ما قابل اندازه‌گیری نیست.

از محققین برجسته رشته آموزش زبان انگلیسی که در این مورد تألیفات ارزنده‌ای داشته‌اند و از افتخارات ملی ما نیز محسوب می‌شوند، استاد محترم، دکتر سید محمد ضیاءحسینی هستند.

انتخاب بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی

پس با این توضیحات، آیا بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی آموختن جداگانه و یا ادغام شده مهارت‌‌ها است؟

بهترین شیوه، به یافته محققین، مرکبی از هر دو روش است.

درست است که مطالعات در پی یافتن فاکتور سراسری مهارت زبان همچنان ادامه دارند، اما حتی اگر چنین پدیده‌ای صرفا یک مفهوم فرضی هم باشد، نمی‌توان کتمان کرد که یادگیری مهارت‌ها و یا حداقل گردآوری مهارت‌ها در کنار یکدیگر به تولید یک ذهنیت صحیح و کاربردی از زبان انگلیسی منجر می‌شود.

فردِ زبان‌آموزی که در خلال یادگیری مهارت شنیدار، خود را متعهد به تمرین تکلم نیز می‌کند قطعا در پایان دوره تصویر ذهنی کامل‌تری از زبان انگلیسی دارد تا زبان‌آموزی که فقط روی شنیدار تمرکز کرده است؛ حتی اگر این زبان‌آموز دوم در آزمون پایان این دوره که فقط شنیدار را می‌سنجد، بهتر عمل کند.

به همین خاطر، شما در دوره‌های تخصصی مدرن خواهید دید که حتی در مواردی که یک مهارت خاص مورد نظر است، مانندِ نوشتن یا خواندن، به بهانه‌های مختلف سایر مهارت‌ها نیز درگیر می‌شوند. و زبان‌آموز مجبور می‌شود که از تمامی مهارت‌هایی که پیشتر آموخته است استفاده کند و در نتیجه این مهارت‌ها را تقویت نماید. بنابراین بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی مرکبی از هر دو روش است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *