افعال دو قسمتی با throw

افعال دو قسمتی با Throw ، کاربرد و معنای آن‌ها

یکی از موضوعات ارزشمند در بین مباحث زبان انگلیسی که برای بسیاری از زبان‌آموزان مخصوصا در سطوح ابتدایی مشکل است، آشنایی کافی با افعال دو قسمتی یا phrasal verbs است. به همین خاطر در این گفتگو با یکدیگر بعضی از مهم‌ترین افعال دو قسمتی با throw را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

منظور از افعال دو قسمتی با throw آن دسته از افعال‌اند که دارای دو بخش یعنی throw و حرفی اضافه هستند. و ترکیب این دو قسمت است که معنایی متمایز از هر کدام از دو بخش را تولید کرده است.

بخوانید: فعل‌های دو قسمتی یا Phrasal Verbs را بیشتر بشناسید

آشنایی با پرکاربردترین افعال دو قسمتی با Throw

در ادامه با هم تعدادی از افعال دو قسمتی که با throw ساخته شده‌اند را بررسی می‌کنیم. دقت داشته باشید که افعال دو قسمتی با throw با اینکه محدود هستند، لیکن هر کدام معنای مختلفی دارند.

فعل Throw away

نحوه کاربرد این فعل به صورت throw away something است. معنای این فعل «چیزی را دور انداختن و به عنوان زباله بیرون انداختن» است. مثال:

He drank a cup of tea and threw away the paper cup.

«او یک فنجان چای نوشید و فنجان کاغذی را دور انداخت.»

فعل Throw down

این فعل به شکل throw down something به کار می‌رود. معنای این فعل «چیزی را که در دست است به زمین انداختن (معمولا با نیرو)» است. مثال:

The bank robbers had to throw down their guns and surrender.

«سارقین بانک مجبور شدند که اسلحه‌های خود را بیاندازند و تسیلم شوند.»

فعل Throw in

نحوه استفاده از این فعل به صورت throw in something است. معنای این فعل «چیزی را به طور رایگان (به معامله) اضافه کردن» است. مثال:

If you buy this car I’ll throw in two new tires.

«اگر شما این اتوموبیل را بخرید من دو تا چرخ هم بطور رایگان به معامله اضافه می‌کنم.»

فعل Throw off

نحوه استفاده از این فعل به شکل throw off someone است. معنای این کاربرد «کسی را گیج کردن (مخصوصا کسی که در حال تعقیب یا کنجکاو است)» می‌باشد. مثال:

I really wanted to learn the lesson but the teacher’s incompetence threw me off.

«من واقعا می‌خواستم درس را یاد بگیرم ولی ناتوانی استاد مرا گیج کرد.»

فعل Throw on

این فعل به صورت throw on something مورد استفاده قرار می‌گیرد. معنای این فعل «چیزی را با عجله سر هم کردن یا با عجله لباس پوشیدن» است. مثال:

I threw on some clothes and rushed to the class.

«من با عجله لباس‌هایم را تنم کردم و به سمت کلاس دویدم.»

فعل Throw out

این فعل دارای چند معنای و کاربرد است.

اولین کاربرد این فعل به شکل throw out someone است. معنای این کاربرد «با کسی قطع همکاری کردن (البته به صورت صریح و نه چندان مؤدبانه)» است. مثال:

The clerk didn’t respect the customers so the manager threw him out.

«کارمند به مشتریان احترام نمی‌گذاشت و به همین خاطر مدیر او را بیرون انداخت.»

دومین کاربرد این فعل به صورت throw out something است. معنای این کاربرد «ایده‌ای را در جلسه‌ای مطرح کردن (برای بررسی بازخورد دیگران)» است. مثال:

I’m gonna throw this idea out there; let’s slash our prices in half.

«من می‌خواهم ایده‌ای را مطرح کنم؛ بیایید قیمت‌هایمان را نصف کنیم.»

بخوانید: در زبان انگلیسی چه نوع قید‌هایی وجود دارند و چگونه به کار می‌روند؟

‌فعل Throw up

این فعل نیز دارای معنای مختلفی است.

اولین کاربرد این فعل به صورت بدون throw up و گاهی با مفعول است. معنای این فعل «بالا آوردن و تهوع داشتن» است. مثال:

The newborn whom was fed immediately threw up.

«نوزادی که تازه به او غذا خورانده شده بود، بالا آورد.»

دومین کاربرد این فعل به شکل throw up something است. معنای این کاربرد «محصولی غیر متنظره را تولید کردن» است. مثال:

Let’s do this as planned and not throw up anything.

«بیایید طبق نقشه کار را انجام دهیم و مسئله غیر مترقبه‌ای پیش نیاوریم.»

18 پاسخ
  1. Ali42
    ali42 گفته:

    سلام و شب بخیر خدمت شما. ممنونم بابت توضیحات خوبتون. این فعل آخری که گفتید، مترادف اونو قبلا من خونده بودم. اگه اشتباه نکنم ، میشه vomit . به معنای استفراغ کردن. بالا آوردن.
    در مورد فعل دوم هم، throw in، تقریبا میشه گفت: اشانتیون دادن میشه. درسته؟

    پاسخ
    • مدیر مدیر
      مدیر گفته:

      با سلام و احترام خدمت شما؛

      بله، دقیقا. به عنوان هم‌معنای to throw up همونطور که گفتین to vomit و یه فعل دیگه احتمالا اینم شنیدین یعنی to puke رو میشه در نظر گرفت.

      و فعل to throw in هم در این معنا دقیقا به معنای اشانتیون دادن هست.

      با تشکر

      پاسخ
  2. Ali42
    ali42 گفته:

    ببخشید جناب مدیر، فعل throw به طور خالص، معنای پرتاب کردن رو هم میده. (علاوه بر دور انداختن چیزی). مثلا توی جمله
    hey boy throw the ball
    میشه: آهای پسر توپ رو بنداز. (پرتاب کن)
    مثلا در مثال زیر:
    Trump throws Iran fake bait while sanctions loom
    معنای فعل اصلی جمله (پرتاب کردن) نیست. میشه دور انداختن. درست میگم؟؟
    فک کنم معنای این جمله بشه: ترامپ طعمه ساختگی ایران را دور می اندازد، درحالی که همزمان تحریم ها از دور نمایان می شوند.
    با تشکر

    پاسخ
    • مدیر مدیر
      مدیر گفته:

      با سلام و احترام خدمت شما؛

      همونطور که فرمودین معنای خالصِ to throw «پرتاب کردن و انداختن» هست.

      این جمله یعنی «ترامپ برای ایران طعمه ساختگی (جَعلی) می‌اندازد در حالی که تحریم‌ها نزدیک می‌شوند.»

      فعل throw وقتی با bait همراه بشه به معنای پرت کردن طعمه به هدفِ شکار کردن و در حقیقت تله گذاری هست.
      خود فعل throw خیلی به ندرت معنای «دور انداختن» میده و بیشتر اوقات از throw away یا throw out برای انتقال این معنا استفاده می‌کنند.
      اینجا اگر می‌خواستیم به ترجمه شما نزدیک بشیم باید مثلا می‌گفت: Trump throws Iran’s fake bait که به خاطر نبودن s’ چنین کاربردی نداریم.

      با تشکر

      پاسخ
  3. Ali42
    ali42 گفته:

    با عرض سلام و خسته نباشید. ببخشید میخواستم بدونم آیا مطالبی راجع به تفاوت واژگانی در انگلیسی توی سایت وجود دارد؟
    منظورم اینکه که مثلا دو واژه مشابه با هم چه تفاوت ریز معنایی و کاربردی دارند؟
    مثلا کلمات SUPERVISION و MONITORING؟ به لحاظ معنایی
    یا مثلا کلماتی که به لحاظ گرامری اندک تفاوتی با هم دارند ولی معنایی یکی اند.
    اگه لینک یا کتابی کامل در این خصوص میشناسید بهم معرفی کنید لطفا.
    با تشکر

    پاسخ
    • مدیر مدیر
      مدیر گفته:

      با سلام و احترام خدمت شما دوست گرامی؛

      در وبسایت آموختن مجموعه Correct English هدف کلیش اینه که در طول زمان به اشتباهات رایج زبان انگلیسی بپردازه.
      اما با توجه به سؤالی که شما پرسیدید یعنی تفاوت Supervision و Monitoring، این مجموعه حتی پس از تکمیل هم ابتدایی‌تر از چیزیه که مورد نظر شماست.
      کتاب‌های فراوانی وجود دارند، مثل این کتاب که دقیقا به همین موضوعات می‌پردازن و سعی کردن به سطح مقدماتی بسنده نکنن؛ اما به هیچ وجه کامل نیستن. و البته این عدم کامل بودن هم عمدی هست.
      دلیل اینه: شما به دو هدف ممکنه به این منابع مراجعه کنید. یا قصد یادگیری آرام آرام رو دارید که در این صورت اگر کتاب کامل باشه، بیش از یک دیکشنری حجم خواهد داشت و عملا مشابه مطالعه جزء به جزء یه دیکشنری خواهد بود. یعنی این کار معادل حفظ کردن دیکشنریه.
      و یا شما به صورت موردی به بررسی تفاوت بین دو واژه نیاز پیدا کردید که در این صورت بهترین کار مراجعه به دیکشنری‌ و تحقیق در مورد تفاوت‌های هر کدوم و یا جستجوی آنلاین هست.
      امیدوارم این پاسخ براتون مفید بوده باشه.

      با تشکر

      پاسخ
      • Ali42
        ali42 گفته:

        دست شما درد نکنه. توضیحات خیلی خوبی ارائه کردید. حالا من قسمت اشتباهات رایج انگلیسی توی سایت شما رو به مرور هرروز، انشاء الله پیگیری می کنم. ولی دو منبع دیگه ای هم که گفتید، خوب بودند. خیلی ممنون.
        به نوعی میشه گفت که اگه احاطه کامل بر تفاوت واژگانی به لحاظ معنایی و کاربردی، همان مطالب ریز دیکشنری هست. پس میشه گفت که دیکشنری هایی مثل OXFORD COLLOCATION تقریبا دارند همین هدف رو تامین می کنند. درست میگم؟

        پاسخ
        • مدیر مدیر
          مدیر گفته:

          خواهش می‌کنم. لطف دارین و ان‌شاءالله براتون مفید باشن ?

          کاملا همینطوره و دیکشنری‌ها مخصوصا نسخه الان اون‌ها که خیلی سریع ویرایش میشن و به‌روزترین تغییرات در اون‌ها اعمال میشه، از بهترین منابع برای بررسی جزئیات واژگان و تفاوت کاربردی اون‌ها هستن ?

  4. Ali42
    ali42 گفته:

    سلام علیکم. ضمن خدا قوت به شما مدیر محترم. یه سوال داشتم. میخواستم بدونم کلمه empty box رو توی جای خاصی شنیده اید؟؟ آیا اصطلاح خاصی هست؟؟ من در مطالعه متنی به این واژه برخورد کردم، و حتی دیکشنری لانگمن پیشرفته رو هم گشتم ولی چیزی پیدا نکردم.
    مثلا to become empty box؟؟
    یا
    there is transformation, gradual or otherwise, into empty box
    ??
    جناب مدیر احساس میکنم هنوز نمیدونم وقتی به اصطلاحی برمیخورم باید اونو در کدام واژه یا ردیف واژه ها بگردم. و اصلا نمیدونم این اصطلاح هست یا نه صرفا یه تعبیر استعاره ای است؟ ممنون میشم راهنمایی ام کنید.

    پاسخ
    • مدیر مدیر
      مدیر گفته:

      با سلام و احترام خدمت شما؛

      این علامت خوبیه که در دیدن بعضی عبارتها نمی‌تونید تشخیص بدین که اصطلاحن یا عبارت استعاری و کنایی.
      چون معنیش اینه که شما دارین از سطحی از محتوا استفاده می‌کنین که براتون چالش داره و به یادگیری بیشتر شما منجر میشه.
      به عنوان یه قاعده کلی، اگر تحقیقتون رو درباره یه کلمه یا عبارت انجام دادین و به نتیجه‌ای نرسیدین، موقتا بنا رو بر این بذارین که پاسخ سؤالتون داخل خود متنه.
      یعنی عبارتی استعاری یا کنایی یا مجازی دارین.

      در مورد خود عبارت empty box که تا جایی که من میدونم اصطلاح خاصی نیست، و باید فضای کلامی که توش به کار رفته یا اصطلاحا context رو بررسی کرد.
      و این کار با یک جمله امکانپذیر نیست.

      پاسخ
      • Ali42
        ali42 گفته:

        با عرض سلام و خسته نباشید
        بله درسته. خودم رو در متون سخت تر قرار دادم تا سطح فعلی زبانم بیشتر بشه.
        خیلی ممنون بابت توضیحات خوب و کاملتون.
        در مورد بررسی فضای بحث، حتما اینکار رو خواهم کرد.
        انشاء الله بتونم از طریق context رشد داشته باشم.

        پاسخ
  5. رضا
    رضا گفته:

    سلام
    فوق‌العاده عالی بود. به ساده‌ترین روش ممکن و چند مثال کاملا به جا، این تفاوت‌ها رو بیان کردید. واقعاً ممنونم. اگر ممکن هست همین کار رو برای کاربرد صحیح which انجام بدید. متأسفانه من با گشتن توی اینترنت به منظور آشنایی و کاربرد صحیح which بیشتر گیچ شدم.
    خواهش می‌کنم من رو در مورد تفاوت‌های which, in which, of which, at which, to which با ذکر چند نمونه مثال راهنمایی کنید.
    با سپاس از شما ادمین عزیز

    پاسخ
    • مدیر مدیر
      مدیر گفته:

      با سلام و عرض احترام خدمت شما، و همچنین سپاس از لطفی که دارین؛

      درباره سؤالی که پرسیدین:

      کلمه which در زبان انگلیسی دو کاربرد اصلی داره.
      کاربرد اول به عنوان «کلمه پرسشی» در جملات سؤالی هست که ابتدای جمله میاد و در اونها معنای «کدامیک؟» میده. مثال:
      ?We have three bags here. Which bag do you want
      «ما اینجا سه تا کیف داریم. شما کدام کیف را می‌خواهی؟»
      کاربرد دوم به عنوان «وصل کننده» در وسط جمله میاد و معادل معنای «کدام (خبری) یا که» هست. مثال:
      .I told him which bag I wanted
      «من به او گفتم کدام کیف را می‌خواستم.»

      * توجه داشته باشید که which به توجه به معنایی که داره یعنی «کدامیک و که» وقتی استفاده میشه که ما گزینه‌های متعددی داشته باشیم و درباره امکان وجود این گزینه‌ها صحبت کنیم.

      دو کاربرد بالا کاربردهای معمولی کلمه which بدون قرار گرفتن هیچ حرف اضافه‌ای قبلش بودن. اما اگر در این دو کاربرد حرف اضافه‌ای قبل از which قرار بگیره، اعم از to و at و of و in و … معنای این کلمه، متناسب با این حروف تغییر اندکی می‌کنه. مثلا در جمله‌های پرسشی to which یعنی «به کدام؟» و at which «در کدام؟» و of which «از کدام؟» و in which هم یعنی «در کدام؟». به عنوان مثال:

      ?Of which topic did he speak
      «او از کدام موضوع سخن گفت؟»
      ?In which country is he born
      «او در کدام کشور به دنیا آمده است؟»

      و به طور مشابه همین معانی، به صورت «غیر سؤالی» در جمله‌های خبری مورد استفاده قرار می‌گیرن. اینجا شما بیشتر معنای «که (ربطی، که به امکانِ وجود گزینه‌های مختلف اشاره داره)» رو می‌بینید. مثلا:

      .The topic, of which he spoke was interesting
      «موضوعی که درباره آن او سخن گفت، جالب بود.»
      .The country, in which he is born is beautiful
      «کشوری که در آن او متولد شده است، زیباست.»

      اگر ابهامی در این مورد توضیحات دارید بپرسید.

      با سپاس

      پاسخ
      • رضا
        رضا گفته:

        خیلی ممنونم از پاسخ شما.
        ظاهراً باید قبل از بکارگیری which به همراه Prepositions از کاما استفاده نماییم؟
        و آیا Prepositions مورد استفاده در اصل متعلق به فعل اصلی بوده که حالا جابه‌جا شده و قبل از which بکار می‌روند؟

        اگر ممکن هست به این سوال من نیز پاسخ دهید. اگر اشتباه نکنم معادل اون در فارسی مضاف و مضافاًعلیه است (البته مطمئن نیستم!). میشه چند مثال کاربردی و مشکل بزنید زمانی که قصد داریم چند کلمه رو بدون بکارگیری of در قالب یک عبارت بیان کنیم. در این حالت چگونگی ترتیب صحیح کلمات به چه صورت است؟
        برای نمونه عبارت:
        “عصاره نعناع ریزپوشانی‌شده” آیا این ترجمه صحیح است؟ “Encapsulated peppermint extract”

        لطفاً یک فرمول کلی بدهید تا هیچ وقت در بکارگیری کلمات در این شکل از عبارات با مشکل و یا شک روبه‌رو نشویم.
        با سپاس فراوان از شما.

        پاسخ
        • مدیر مدیر
          مدیر گفته:

          با سلام خدمت شما؛

          در کاربرد which به همراه حرف اضافه، استفاده از کاما ضروری نیست. من عمدا در مثال‌ها برای جدا شدن عبارت قبلی و شفافیت بیشتر در بیانش استفاده کردم. ولی ضروری نیست.
          و بله، در حقیقت حروف اضافه همون حروف اضافه متعلق به فعل هستند که قبل از which آورده شدن.

          اما درباره سؤال دوم شما؛
          در زبان انگلیسی رایج نیست که ما بیش از دو کلمه رو که با همدیگه رابطه اضافی دارند پشت سر هم بیاریم. مثلا door handle یعنی «دسته درب».
          حالا اگر بخواهیم بگیم «دسته درب ماشین» و از of هم استفاده نکنیم باید بگیم !the car door handle اگه این عبارت رو به یه انگلیسی زبان بگین منظور شما رو متوجه میشه ولی از نظر گرامری صحیح نیست. و قطعا سیلیس هم نیست. به این کار اصطلاحا میگن «تتابع اضافات» که استفاده ازش در هر زبانی از روانی کلام کم می‌کنه. اینجا صحیحه که بگیم door handle of the car.
          اما در مثالی که شما زدین ما تتابع اضافات نداریم. عبارت encapsulated حالت سوم یا past participle از فعل encapsulate هست؛ و معناش «قُرص شده» هست. پس عبارت encapsulated peppermint extract یعنی «عصاره نعناعِ قُرص شده» که یعنی «قُرصِ عصاره نعناع».

          به عنوان یه قاعده کلی: از اونجایی که رابطه یه ترکیب اسمی (یا همون ترکیب اضافی) رابطه محکمتریه تا صفت و موصوف، معمولا از هم جدا نمیشن و صفت قبل از اون‌ها قرار می‌گیره. دقیقا مثل عبارتی که خود شما مثال زدین.
          یا مثلا ترکیب a broken door handle که یعنی «دسته دربِ شکسته». اینجا هم broken صفت هست و کل ترکیب اسمیِ door handle موصوف این اسم محسوب میشه.

          با تشکر

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *