افعال دو قسمتی با see

افعال دو قسمتی با See ، معانی و کاربرد آن‌ها

یکی از سرفصل‌های مهم زبان انگلیسی  و در بخش واژگان که برای بسیاری از زبان‌آموزان چالش برانگیز است، آشنایی صحیح با افعال دو قسمتی یا phrasal verbs است. به همین سبب در این گفتار با هم برخی از مهم‌ترین افعال دو قسمتی با see را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

منظور از افعال دو قسمتی با see آن فعل‌هایی است که دارای دو بخش، یعنی see و دیگری حرف اضافه باشند. و ترکیب این دو قسمت است که معنایی متمایز از هر کدام از دو بخش را تولید می‌کند..

بخوانید: فعل‌های دو قسمتی یا Phrasal Verbs چه افعالی هستند؟

آشنایی با پرکاربردترین افعال دو قسمتی با See

در ادامه با هم تعدادی از افعال دو قسمتی که با see ساخته شده‌اند را مورد بررسی قرار می‌دهیم. توجه داشته باشید که افعال دو قسمتی با see به این موارد محدود نمی‌شوند و تنوع بیشتری دارند.

فعل See in

شیوه استفاده از این فعل به شکل see in someone می‌باشد. معنای این فعل «خوش‌آمد گویی به فرد خاصی» است. مثال:

The stewards always see in the passengers.

«خدمه هواپیما همیشه از مسافران استقبال می‌کنند.»

فعل See into

این فعل معمولا به شکل see someone into someplace مورد استفاده قرار می‌گیرد. معنای آن «کسی را با مراقبت همراهی کردن» است. مثال:

The kid was really scared, so the cops saw him into his house.

«کودک بسیار ترسیده بود. به همین خاطر پلیس‌ها او را تا داخل خانه‌اش همراهی کردند.»

فعل See out

این فعل مشابه فعل see in و برعکس آن است. معنای این فعل «کسی را بدرقه کردن» است. مثال:

A good host always sees out the guests.

«یک میزبان خوب همیشه مهمانان را بدرقه می‌کند.»

فعل See to

این فعل را بصورت see to something/someone مورد استفاده قرار می‌دهیم. معنای آن «کاری را به عهده گرفتن» و یا «نسبت به فردی توجه داشتن و نیازهای او را در نظر گرفتن» است. مثال:

You do the shopping and I will see to cleaning and cooking.

«تو خرید را انجام بده و من تمیز کردن و پخت‌ و پز را به عهده می‌گیرم.»

It is children’s duty to see to their parents when they are old.

«وظیفه کودکان است که وقتی پدر و مادرشان کهنسال شدند، به آن‌ها رسیدگی کنند.»

بخوانید: سطوح زبان انگلیسی چگونه دسته‌بندی می‌شوند؟

فعل See through

نحوه کاربرد این فعل به صورت see through something است و معنای متعددی دارد. سه معنای پرکاربرد آن «آن سوی جسمی را دیدن (مانند دیدن آنسوی یک پارچه نازک)» و «فریب موضوعی را نخوردن» و «از لابلای اتفاقات مختلف (معمولا وقایع نامطلوب) عبور کردن» است. مثال‌ها را ببینید:

I could see everything through the blindfold and won the game.

«من می‌توانستم از لای چشم‌بند همه‌چیز را ببینم و بازی را بُردم.»

Susan was really smart and saw through the shopkeeper’s lies.

«سوزان خیلی باهوش بود و از لابلای دروغ‌های فروشنده حقیقت را فهمید.»

If we see through these hardships we will become a lot stronger.

«اگر ما از این سختی‌ها عبور کنیم بسیار قوی‌تر خواهیم شد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *