۳ راه بسیار ساده برای گریز از شکست

زبان‌آموزان همیشه به دنبال راه ساده‌ و یا راه‌های ساده برای گریز از اشتباهات زبان‌آموزی و شکست هستند. بسیاری نیز از وجود این راه‌ها اطلاع دارند اما متاسفانه توفیق نمی‌یابند و به نتیجه مطلوب نمی‌رسند. هنگامی که علل شکست این زبان‌آموزان را بررسی می‌کنیم میبینیم که علیرغم آشنایی داشتن با این راه‌های ساده و تکنیک‌های کارآمد از آن‌ها استفاده نکرده‌اند.

در ادامه با هم ۳ راه ساده که می‌توانند موفقیت شما در دراز مدت را تضمین کنند بررسی می‌کنیم. توجه داشته باشید که این راه‌های ساده، هر چقدر بدیهی هم باشند تا زمانی که شما آن‌ها را پیاده نکنید و به کار نبندید اثری نخواهند داشت.

راهِ ساده اول: برای خودتان «چرایی» را مشخص کنید.

شناخت دقیق «چراییِ» زبان‌آموزی، باید نقطه شروع شما باشد. آقای Simon Sinek در کتاب خود در زمینه مدیریت با نام «از چرایی آغاز کنید» بیان می‌کند که، «اینکه شما چرا کاری را انجام می‌دهید بسیار با اهمیت‌تر از چگونگی و یا چیستیِ آن است.»

البته در این زمینه نظرات متفاوتی نیز وجود دارد ولی به هر حال نمی‌توان اهمیت چرایی و علتِ انجام کار را کتمان کرد.

دلیل اهمیت چرایی این است که شما هر پروسه‌ای را که آغاز کنید بدون شک در میانه راه به موانع و چالش‌هایی برخورد خواهید نمود. عبور از چالش‌ها نیاز به هنرمندی و خلاقیت و تلاش مضاعف دارد. اما کسانی که در ابتدای راه، با چرایی کنار نیامده باشند و علت شروع را بطور دقیق مشخص نکرده باشند دلیلی برای تلاش بیشتر نمی‌یابند و تسلیم می‌شوند.

حال بیایید به موضوع یادگیری زبان برگردیم. اگر می‌خواهید زبان انگلیسی بیاموزید، دلیلِ شما چیست؟

از شما دعوت می‌کنم به پاسخ سؤالات زیر بیاندیشید و دقایقی روی آن‌ها تأمل کنید:

  • من به چه چیزی دست خواهم یافت؟
  • من توانایی این را خواهم یافت که با چه کسانی ارتباط برقرار کنم؟
  • هیجان‌انگیزترین کاری که من به انجامش توانمند خواهم شد چیست؟
  • شخصیت من چه تغییری خواهد کرد و من چه کسی می‌شوم؟

حالا که به این پرسش‌ها پاسخ دادید، دفعات بعدی که چالشی میانه راه شما ایجاد شود و یا چیزی باعث کاهش انگیزه شما شود، می‌توانید به این علت‌ها و چرایی‌ها بازگردید و با این راهِ ساده از مشکلات عبور کنید.

راهِ ساده دوم: اهدافتان را بطور دقیق و شفاف تعیین کنید.

به گفته آنتونی رابینز، مردِ انگیزه‌بخش، «تعیین هدف، اولین گام برای تبدیل یک پدیده نامرئی به مرئی است!»

اگر ما سریعترین اتومبیل دنیا را هم داشته باشیم، تا وقتی ندانیم که به کجا می‌رویم و مقصد کجاست، فقط در حال اتلاف سوخت و انرژی، سرمایه و زمان هستیم. همه ما تمایلاتی داریم که به دنبال دستیابی به آن‌ها هستیم. فقط لازم است آن‌ها را بطور دقیق مشخص کنیم و محور فعالیت‌هایمان قرار دهیم.

برای چیدن اهداف، باید به اموری کلیدی توجه کنیم. هدف شما باید این ویژگی‌ها را داشته باشد.

از نظر بصری جزئی و شفاف

تا جایی که می‌توانید تصویری شفاف از نتیجه پایانی تلاش‌هایتان بسازید؛ تا جایی که اگر چشمانتان را ببینید بتوانید بطور جزئی نتیجه را ببینید. آیا قرار است در این تصویر، زبان هدف را به روانی صحبت کنید؟ آیا در حال صحبت با سرمایه‌گذاری خارجی هستید در حالی که در هتل محل اقامت آن‌ها با هم آبمیوه می‌نوشید؟ آیا در حال تماشای فیلم‌های زبان اصلی هستید در حالی که هیچ نکته مبهمی از مکالمات برایتان وجود ندارد؟

اندکی دور از دسترس

هدف شما باید به اندازه‌ای بزرگ باشد که در شما این انگیزه را ایجاد کند تا برایش تلاش فراوان نمایید. البته نه اینقدر بزرگ و دور از دسترس که یقین داشته باشید دست یافتن به آن به هیچ‌وجه امکان‌پذیر نیست.

قابل اندازه‌گیری

چیزی که قابل اندازه‌گیری نباشد قابل بهبود بخشیدن نیست. یک راه ساده برای اندازه‌گیری، تخصیص دادن عدد و رقم به هدفتان است. این عدد ممکن است تعداد کلمات باشد، طول مکالماتی که صحبت می‌کنید باشد و یا حتی شماره سطحِ زبانی شما باشد.

نتیجه‌محور بودن

روی نتیجه تمرکز کنید؛ نه روی زمانی که صرف رسیدن به آن می‌شود. مثلا بجای اینکه مدت زمانِ یادگیری هفتگی خود را محاسبه کنید، ببینید چقدر به اهدفِ قابل اندازه‌گیریتان نزدیک شده‌اید.

زمان‌دار بودن

هر هدفی را که برای خودتان تعیین کرده‌اید مطمئن شوید که مدت زمانِ واقع‌گرایانه‌ای را برای رسیدن به آن لحاظ کرده‌اید. احتمالا لازم است برای اینکار با اساتید زبان مشورت کنید. و یا مهارت‌های مورد انتظارِ هر سطح را بررسی کنید.

راه ساده سوم: طراحی یک برنامه

افراد موفق در بخش‌های مختلف جامعه روی «پیشرفتِ منظمِ کار» تمرکز می‌کنند نه روی بازه زمانی صرف شده برای انجامِ آن. رسیدن به عملکرد بهینه کم اهمیت‌تر از اصلِ «آهسته و پیوسته» است. مهم نیست که چقدر خسته باشید یا چقدر این «حفظِ پیوستگیِ تمرین» سخت باشد.

اگر قرار باشد یک کتاب بنویسید، لازم است هر صبح از خواب برخیزید و ۵۰۰ کلمه بنویسید. مهم نیست که نسخه اولیه کتاب چقدر بی‌کیفیت باشد. مهم این است که نسخه اولیه اصلا وجود داشته باشد تا بتوان آن را اصلاح و بهتر نمود.

اگر می‌خواهید فروش محصولتان را دو برابر کنید، معنایش این است که ضروری است هر هفته کنار تیمتان به بررسی اعداد و ارقام فروش بپردازید و برای هفته بعدی یک استراتژی فروشِ جدید طراحی کنید.

استراتژی پیوسته رفتن، یک راهِ ساده ولی نه چندان آسان است.

برای اکثرِ ما زبان‌آموزان، یادگیریِ زبان، مسئله مرگ و زندگی نیست. خانواده و شغل ما، معمولا اولویت‌های قبل از زبان‌آموزی هستند. به همین خاطر چیدن برنامه‌ روزانه و روتین برای یادگیری زبان شاید حتی از برنامه شغلی شما نیز با اهمیت‌تر باشد.

برای چیدن برنامه زبان‌آموزی خود به موارد زیر توجه نمایید:

فعالیتِ زبان‌آموزیِ خود را انتخاب کنید.

این فعالیت ممکن است به‌خاطرسپاری ۳۰ واژه متعارف باشد، و یا صحبت با استاد خصوصی باشد و یا مطالعه یکی از مقالات سایت خودتان یعنی آموختن دات کام www.Amokhtan.com باشد.

اوقات فراغت خودتان را خوب بشناسید.

وقت‌های آزاد شما در طول روز چه زمان‌هایی هستند؟ اگر اهل سحرخیزی هستید این زمان ممکن است قبل از رفتن سرکار باشد. یا ممکن است زمان استراحتِ ناهار باشد و یا ممکن است قبل از خواب باشد.

به تمرین خود بین ۱۵ تا ۳۰ دقیقه «وقت خلاصی» بیافزایید.

منظور از وقت خلاصی، زمانی است که برای جبران عدم دقت‌های احتمالی در برنامه‌ریزی لحاظ می‌شود و با افزودن این زمان به فعالیت زبانی شما، برنامه‌ها در هم آمیخته نمی‌شوند. معمولا اتفاقات واقعی مطابق برنامه پیش نمی‌روند و یک تماس تلفنیِ اضطراری و یا یک کلمه چالش‌آفرین ممکن است دقایقی بیش از حد انتظار، زمان به خود اختصاص دهند. زمان خلاصی یک راه ساده برای اجتناب از به هم ریختن برنامه شماست.

با استفاده از زمان‌سنج برای خودتان هشدار قرار دهید.

مشغولیت‌های مختلف روزانه باعث می‌شوند که هر از گاهی برنامه‌هایی که از قبل چیده‌ایم را فراموش کنیم. اما ‌زندگی در عصر دیجیتال این چالش را برای ما آسان کرده است. برای گریز از این موضوع می‌توانیم از هشدار ساعتِ گوشی‌های هوشمندمان استفاده کنیم و برای برنامه‌های مختلف زنگ هشدار تعیین کنیم.

در این سفر پرماجرا، برای خودتان همراهی بیابید.

شاید این ضرب‌المثل چینی را شنیده باشید که، «اگر میخواهی در سفری کوتاه، سریع برسی، تنها برو. اما اگر سفری طولانی در پیش داری با همراه برو.» بسیاری از ما تمایل به کار انفرادی داریم مخصوصا اگر پیشتر کار تیمی را امتحان کرده و از آن خیری ندیده باشیم. اما اگر زندگیِ موفق‌ترین‌های زبان‌آموزی و حتی سریع‌ترین زبان‌آموزان را بررسی کنید، خواهید دید که بدون استثنا کسی یا کسانی را دارند که آن‌ها را همراهی می‌کنند؛ حال یا این افراد شریک آموزشی آن‌ها هستند یا مدرس خصوصی و یا مشاور آن‌ها. ضرب المثل شیرین پارسی که «هیچکس از پیش خود چیزی نشد» جمله حکیمانه ایست. تقریبا در تمامی ابعاد زندگی ما مربیانی داریم که ما را هدایت می‌کنند و زبان‌آموزی نیز نباید استثنا باشد. و این داشتن همراه، یکی از اسرارِ زبان‌آموزان استثنایی است که لابلای شاخصه‌های دیگرشان پنهان می‌ماند.

 

حالا که چرایی را دریافتید و برای خودتان هدفی شفاف تعیین کرده‌اید، حرکت در ادامه راه ساده خواهد بود. اکنون زمان پذیرش کمک از بیرون است که شما را در گام‌هایی که برمی‌دارید راهنمایی کنند تا سرعت آموختن شما شتاب بیاید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *